اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
493
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
مامون فقها را فراخواند و از آنان راجع به [ . . . ] پرسش كرد ( و ) روايت كردند كه فاطمه اين ( سخن ) را گفته بود و اينان براى وى شهادت دادند و ابو بكر شهادت ايشان را نپذيرفت . مامون گفت : دربارهام ايمن چه مىگوييد ؟ گفتند : زنى است كه رسول خدا به بهشتى بودن وى شهادت داده است . پس مامون در اين باره بسيار سخن گفت و آنان را بر آن داشت كه گفتند : على و حسن و حسين جز به حق گواهى ندادهاند . و چون بر اين سخن اجماع نمودند ، فدك را بفرزندان فاطمه بازگردانيد و فرمان آن را نوشت تا به محمد بن يحيى بن حسين بن زيد بن على بن حسين ابن على بن ابى طالب ، و محمد بن عبد الله بن حسن بن على بن حسين بن على بن ابى طالب ع تحويل داده شد . مامون در سال 218 در حالى كه آهنگ بلاد روم كرد براى محاصره عموريه آماده گشته بود و گفت : در پى عرب مىفرستم و آنان را از باديه ها مىآورم و سپس آنها را در هر شهرى كه فتح كنم سكونت مىدهم تا در قسطنطينيه اقامت گزينم [ 1 ] پس فرستاده پادشاه روم با پيشنهاد صلح و متاركه و تسليم كردن اسيرانى كه در بند دارد ، نزد وى آمد ، ليكن مامون نپذيرفت و چون نزديك لؤلؤه رسيد ( بدانجا ) روى نهاد و چند روزى اقامت گزيد و در جايى بنام بذندون ميان لؤلؤه و طرسوس وفات كرد [ 2 ] و مرگ او روز پنجشنبه سيزده روز [ مانده از رجب سال ] 218 روى داد و سنش چهل و هشت سال و چهار ماه بود ، و برادرش ابو اسحاق بر وى نماز گزارد و در طرسوس در سراى خاقان خادم دفن شد ، و خلافتش از روزى كه در حيات مخلوع بر وى بخلافت سلام شد تا مرد ، بيست سال و پنج ماه و بيست و پنج روز بود . كار خلافت مامون بيشتر بدست ذو الرياستين و سپس جماعتى از جمله حسن
--> [ 1 ] تا بر سر قسطنطينيه فرود آمد . [ 2 ] مراصد الاطلاع : مامون در بذندون مرد ، و در طرسوس كه يك روز راه فاصله دارد دفن شد .